«آس: واژه آس در زبانهاي قديم ايراني، اوستائي و سانسكريت به معناي سنگ بوده است و آس كردن در اصل به معني سودن و خردكردن ميباشد. اين كلمه در دورههاي مختلف با توجه به نوع كاربرد آن با كلماتي همچون دست، پا، خر، گاو، باد و آب تركيب شده و به صورتهاي دستآس، پاآس، خرآس، گاوآس، بادآس و آسآب «آسياب» در آمده است» [1].
«آسيا: واژه آسيا دراصل «آسآب» بوده كه در تحول آوائي (فونتيكي) به صورت آسياب درآمده و با افتادن صامت «ب» از پايان آن، آسيا شده است. آسيا، آسياب، آسياو، طاحونه، طاحون، رَحي، ناعور،[آشآوي (به زبان كردي)] و … دستگاهي است براي خردكردن و آردكردن گندم، جو، دانههاي گياهي، گچ، آهك و مانند آن و يا گرفتن روغن و شيرة نبات» [1]. گاهي نيز براي ساختن و يا ورزدادن ملات نيز از آن استفاده ميشود.