با در نظر گرفتن پيشرفت تمدن در ايران باستان و اينكه آبكشي بوسيله چاههاي معمولي و نيروي حيواني تكافوي احتياجات روزافزون كشور را نميكرده، در چندين هزار سال قبل مردم دست به ابتكار كاملاً نويني زدهاند بدين ترتيب كه با روش ساختماني خاص، آبهاي تحتالارض را جمعآوري كرده و تحت قوة ثقل به سطح زمين ميرسانيدهاند.

اين اختراع در نوع خود در جهان تا كنون بينظير است و اين ابتكار فني كه آن را قنات يا كهريز (كوهريز، كاريز ) نام نهادهاند مانند چشمههاي طبيعي در تمام ايام سال آبهاي سالم و گوارا را از درون زمين جمعآوري ميكند و به سطح زمين ميرساند. با وجود آنكه چندين هزار سال از اختراع قنات ميگذرد، معهذا هنوز هم اين روش آبيابي و آبياري در ايران معمول و متداول است و مردم قسمت مهمي از دهات و قراء كشور ايران از اين راه مورد نياز كشت و شرب خود را تأمين ميكنند. تصور ميرود كه ايرانيان براي حفر قنات از چشمههاي طبيعي كه اولين شريانهاي حياتي سكنه فلات را تشكيل ميداده، الهام گرفته باشند. قنات رامـيتوان با پـلهاي آبـرساني روميـان و يـونانيان قـديم مـقايسه كـرد بـدين تـرتيب كه قنات نوعي پل آبرساني است كه آنرا در حول محور طولي 180 درجه چرخانيده و در دل زمين جا داده باشند. با اين تشريح ميلههاي قنات جاي ستونهاي پلها را گرفته و مجرا يا نقب به منزله كانالي است كه روي ستونهاي پل آبرساني قرار گرفته باشد. همانطور كه طول ستونهاي پلهاي آبرساني با پستي و بلندي زمين متغير است عمق ميلههاي قنات نيز نسبت بعوارض زمين تغيير ميكند.
بر طبق فرضية كوبلو كاريز به وسيله معدن كاران آكادي ابداع شده است. اين معدن كاران به دنبال سنگ معدن مس، كوههاي زاگرس را ميكاويدند كه با برخورد به سفرههاي آب زيرزمين دچار مشكل شدهاند. آنها اين مشكل را با ايجاد زهكش در كف گالريهاي معدن حل كرده و به طور تصادفي به تكنيك كاريز دست يافتهاند. ايجاد كاريزهاي تصادفي حداكثر به اوايل هزاره اول پيش از ميلاد باز ميگردد. كاريز معدن قلعه، واقع در شهرستان طبس يكي از نمونههاي روشن اين نوع از كاريزهاست. ساخت اين كاريز را به شداد نسبت ميدهند. اين كاريز تماماً در سنگ بريده شده و زهكش معدن روي است و در گذشته بسيار بسيار دور اين معدن مورد بهرهبرداري قرار ميگرفته است. كتيبههاي سارگون دوم (722-705 ق.م) پادشاه آشور اولين منبع مكتوبي است كه از كاريز (قنات) به عنوان منبع تأمين آب و يك سكونت گاه انساني نام ميبرد. پادشاه آشور در سال 714 ق.م شهر اولهو در شمال غربي درياچه اروميه را مورد تهاجم قرار داد و با دستيابي به مجرا و مظهر كانال آبياري شهر و مسدود و ويران كردن آن، شهر را به تصرف درآورد. در روزگار هخامنشيان، بخصوص در دورة داريوش كبير (481-521 ق.م) اوج شكوفايي و اقدامات آبياري و حفر كاريز در سرتاسر فلات ايران به شمار ميرود به امر شاهان هخامنش آن كس كه كاريزي حفر ميكرد و آب به سطح زمين ميآورد، ماليات پنج نسل بر او بخشيده ميشد[1].
به هرروي نقش قنات در آبياري زمينهاي زراعي و تأمين آب آشاميدني در گذشته و حال آنچنان مؤثر بوده و هست كه فن قناتسازي از ايران به تقريباً 5/1 كشورهاي جهان گسترش پيدا كرده است. استان خراسان نيز به دليل قرارگيري در اقليم گرم و خشك و محدود بودن منابع سطحي آن، شكل گيري اكثر زيستگاههاي آن از ديرباز بر پاية منابع تحتالارضي و حفركردن كاريزها بوده است. بالا بودن توزيع فراواني قناتها در اطراف شهرهاي باستاني و قديمي (مانند گناباد، نيشابور، سبزوار و …) شاهد بر اين مدعاست.
با توضيحاتي كه در ذيل خواهد آمد، سعي شده است كه اطلاعات كافي راجع به قنات در اختيار خواننده قرار داده شود چراكه مبحث قنات بسيار گسترده بوده و آوردن تمام مطالب راجع به آن خارج از حوصله اين دفتر ميباشد. براي كسب آگاهي بيشتر، مطالعه مراجع 4 و 5 توصيه ميگردد.