تمدن ايران زمين بر خلاف ساير تمدنهاي كهن در روند پيدايش و تكامل خود همواره با چالشهاي عديدهاي همچون خشكي و كمآبي، مهار رودخانههاي خروشان، دشتها و كويرهاي غيرقابل گذر، حملات بربرگونه اقوام از چند جهت و … روبرو بوده است. از اينرو مردماني كه در اين سرزمين به توسعه تمدن خود مشغول شدند در مواجهه با چنين چالشهائي به چنان توانائيهايي دست يافتند كه در تاريخ بينظير ميباشد. نمودهاي اين توانائيها را ميتوان در اكثر زمينهها بالاخص علم آب و ابنية آبي بوضوح مشاهده كرد.
در محدودة تمدني سرزمين ايران وجود شبكههاي گستردهاي از راهها، رودخانههاي دائمي و فصلي و نيز كانالهاي آبرساني ايجاب مينموده كه در محل تلاقي اين شبكهها با هم از پل استفاده شود. از اين جهت علم و يا در واقع هنر پلسازي با نبوغ ايراني همراه شده و به كمال خود رسيده است. بررسي آثار بر جاي مانده از پلهاي قديمي گوياي واقعيتهاي بسياري از آگاهي، توانمنديهاي اجرائي و ابداعات گذشتهگان ما در علم پل سازي ميباشد. به عنوان مثال با دقت در شاهكاري همچون پل بند تيلكان(شكل 1) كه يك بناي چند منظوره (multipurpose) با كاربريهاي عبور از رودخانه، ذخيره و بالا آوردن تــراز آب.
|

|

|
|
شكل 1: پلبند تيلكان بر روي رودخانه كر با كاربري هاي پل، بند و آسياب [1] |
شكل 2: پل انتقال آب نيمز فرانسه با قدمت 2100 سال[2]؟! |
و نيز استحصال انرژي از آب براي آسيابها بوده و پس از گذشت صدها سال هنوز پابرجاست، ناخودآگاه ما رابه ياد سدهاي چندمنظوره برقآبي (hydroelectric) امروزي مياندازد. به هر روي اگر چه معرفي آثار گذشتهگان مايه تفاخر و غرور ماست، اما بايد اين حقيقت تلخ را نيز پذيرفت كه كوتاهي و سستي ما در شناسايي، حفظ و مرمت اين ابنيه باعث شده كه بيگانگان علاوه بر تاريخسازي و بزرگ جلوه دادن آثار بجا مانده از گذشتة خود (شكل 2) به كوچك شمردن وتحريف واقعيتهاي تاريخي ما نيز دست يازند[2].