يخچال كه در بعضي از نواحي ايران به آن يخدان، يخدون، توچال و … گفته ميشود يكي ديگر از نمودهاي نبوغ و تمدن ايراني است كه در مواجهه با طبيعت گرم و خشك اين سرزمين جلوه نموده است. نياكان ما با بهرهگيري از هوش و ذوق هنري خود، ساخت يخچال را چنان در سراسر اين سرزمين توسعه داده و به اوج رساندند كه در تاريخ اقوام و ملتها بينظير است. گاه معماري اين يخچالها چنان عظيم و با شكوه است كه انسان را به تحير وا ميدارد.
اقليم عموماً گرم وكويري ايران شرايط مناسب و توجيهپذيري را جهت توليد يخ در زمستان و استفاده لذتبخش از آن در تابستان فراهم ميكرده است. به همين دليل ساخت و توسعه اكثر يخچالهاي ايران در نواحي كويري و حاشيه آن صورت پذيرفته است، به نحوي كه در بعضي از دورههاي تاريخي تقريباً تمام آباديهاي اين مناطق داراي يخچال بودهاند. البته ساخت و استفاده از يخچال منحصر به مناطق گرمسيري و كويري نبوده بلكه در نواحي سردسيري و كوهپايهاي نيزمانند شهرهاي تهران، تبريز، اروميه، مراغه و … ميتوان اين بناها را يافت. حتي در بعضي از شهرهاي كوهپايهاي مانند تهران كه به يخ و برف كوهستان دسترسي آساني داشتهاند علاوه بر ساخت يخچال در هر محله، در منازل نيز يخچالهاي سادهاي ميساختهاند كه يخ اين يخچالهاي خانگي توسط افرادي كه به تجارت يخ از كوهستان به شهر مشغول بودهاند تأمين ميشده است[1]. البته استفاده از يخ و برف كوهستان از قديمالايام مرسوم بوده كه امروزه نيز در بعضي از نواحي هنوز ادامه دارد از اين نمونه ميتوان به استفاده اهالي و بخصوص عشاير دامنهكوه شاهجهان قوچان در محدودة روستاي تبريان از غاري كه در آن حوالي است و تقريباً در تمام سال داراي قنديلها و تودههاي يخي است، اشاره كرد.
به هرحال وجود يخچال در زندگي مردمان گذشته نقش مهم و تاثيرگذاري داشته كه نمودهاي اين اثرگذاري را ميتوان در معماري (شاخص بودن معماري اين بنا در شهرها،آباديها و …)، ادبيات (داستانها، وقايع تاريخي، اشعار و …)، اقتصاد (تجارت يخ و مشاغل وابسته و …) و امور مذهبي و عامالمنفعه (وقف اين ابنيه و …) مشاهده كرد.